محمد على شاه آبادى
80
شذرات المعارف ( فارسى )
نه اينكه مانند بعضى از اهل زمان كه به مجرد توهم يا دنائت طبع يا ضعف نفس ، مدح مىنمايند كسانى را به امورى كه اعتقاد بدان ندارند ؛ بلكه معتقد خلاف آن مىباشند ؛ البته اين قسم مدارا نخواهد بود و جائز نيست . « 1 »
--> است كه به نام عشق خوانده مىشود و عشق است كه وى را به جانب انس مىكشاند و انس كه زاويهاى از زواياى عرش اخوت است ، بر وفاق و يكرويى استوار است . بنابراين انسان در سير كمالى خود از اين ويژگى بهره مىبرد و نفاق و دورويى را مىتوان انحراف از فطرت دانست كه با انس هماهنگ نيست ؛ به همين جهت آشكار است كه دوستى و صميميت كه از انس سرچشمه مىگيرد ، با دورويان تحقق نمىيابد . معصوم ( ع ) در بيان شرائط برادرى مىفرمايد : « دوست و برادر تو كسى است كه ظاهر و باطنش با تو يكى باشد . » ايشان در ادامه اين مطلب مىفرمايند : هرچند دورويى انحراف از فطرت است و دورو در آيات گوناگون و روايات بسيار سرزنش شده است ، چنانچه در شرايطى انسان به وضعى دچار شود كه از سركشى در امان نباشد و براى آنكه از خود و حيثيت خود دفاع كند تا از تعرض دشمن مصون ماند ، تظاهر به دوستى كند و يا در زمينهاى وى را بستايد ، در حالى كه به آنچه اظهار مىدارد پايبند نباشد ، جائز و ادله تقيه به جوزان مشعر است كه به اين روش مدارا مىگويند ؛ چنانكه گفتهاند : آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است * با دوستان مروت با دشمنان مدارا ديوان اشعار حافظ ( 1 ) . در پايان سخن به خاطر آنكه افراد از مسئله تجويز مدارا سوءاستفاده نكنند ، چنين مىفرمايند : اينكه بعضى از روى ضعف نفس يا دنائت و پستى طبع ، اين و آن را مىستايند و با توهمات بى جا درصدد جلب خاطر افراد نالايق برمىآيند و با امورى كه بدان معتقد نيستند و شايد خلاف آن را اعتقاد دارند ، آنان را مىستايند ، به چاپلوسى و گزافهگويى مبتلايند كه مدارا به شمار نمىآيد و مسلم است كه چنين روشى جائز نيست و انسان شريف خود را به اين ميدانها وارد نمىكند و هركس و ناكسى را به توهم نمىستايد .